شيخ ذبيح الله محلاتى

186

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

من ز تو شرمنده‌ام اى فاطمه * در جهان تا زنده‌ام اى فاطمه فاطمه از آن سخنها خون گريست * مرتضى از فاطمه افزون گريست پس ز زانوى على برداشت سر * كرد از حسرت به روى وى نظر گفت زهرا با دو چشم اشكبار * با على كيخسرو امكان مدار من نيم راضى كه تو نالان شوى * بهر من از غصه اشك‌افشان شوى از براى من مريز اشك عزا * صد چه من بادا فدايت از وفا خواهم از پروردگار انس و جان * تو بمانى شادكام اندر جهان تا حسن را در الم يارى كنى * تا حسينم را پرستارى كنى قلب پاك تو رهين غم مباد * سايه‌ات از فرق زينب كم مباد از محبت خاطر كلثوم را * شاد دارى اى ولى كبريا اثر طبع ميرزا يحيى اصفهانى المتوفى سنه 1349 چند قصيده در مدح صديقهء كبرى ( ع ) انشا كرده است از آن جمله قصيدهء ذيل است كه در اينجا ببعض آن قصيده تبرك مىجوئيم . هم فاني فى اللّه بقاشان ابد الدهر * هم بندهء مولا و بر افلاك اولى الامر هم مادح زهراء بر آفاق ذوي الفخر * مصدوقهء و الشمس ضحى مقصد و العصر منطوقهء و النجم هوي معنى و الفجر * بر علم رسل وحى خدا منشاء مرجع خيز اى كه مه زهره‌ات از چهره هويداست * صد زهره و مه در خم زنجير تو شيداست امروز مرا مشرق دل سينهء سينا است * مرغ دلم آزرم رخ بيضهء بيضا است يا مطلع نور زهر زهرهء زهراست * كآثار نبى وحى خدا راشده مطلع